نام کتاب: رازهای من
نویسنده: لاله جعفری
مترجم: –
انتشارات: امیرکبیر

معرفی کتاب: نویسنده در ابتدای این کتاب در قالب یادداشتی سعی میکند تا یک راه ارتباطی صمیمانهای با مخاطب خود برقرار سازد. در این راستا وی در جملهای خطاب به مخاطبش نوشته است: «خواندن این یادداشت برای بچههای بالاتر از ده سال ممنوع است!» و ادامه میدهد «تو که قد خودمی! خوب گوش کن، شاید برای تو هم اتفاق افتاده. ببین! من هروقت یک رازی را به کسی گفتهام، دیگر رازم از راز بودن افتاده. یعنی بعد از یکی دو روز، همه رازم را فهمیدهاند. رازی را هم که بیشتر از دو نفر بدانند که دیگر اسمش راز نیست. برای همین دیگر به خودم قول دادهام که رازهایم را به کسی نگویم. اولش کار سختی نبود. اما یکی دو روز که راز توی دلم ماند، یک جوری شدم. دلم باد کرد و هی بزرگ شد، داشت میترکید. درد هم داشت.
رفتم دکتر. دکتر گفت: «اگر میخواهی دلت مثل اولش شود، رازت را به یک نفر که مطمئنی بگو!» برای دکتر که قصه راز گفتنهایم را تعریف کردم، گفت: «ولی من کسی را میشناسم که رازها را به هیچکس نمیگوید.» بعد دهانش را نزدیک گوشم آورد و اسم او را گفت. از آن روز رازهایم را به کسی که دکتر یادم داد، میگویم. این جوری هم دلم باد نمیکند هم رازم راز میماند. تو اسم کسی که رازهایم را میشنود بلدی؟ گوشت را بیاور جلو تا بگویم! اسمش «خدا» است.
خواهشند است نظرات خود را در خصوص محتوای کتاب با ما در میان بگذارید.