تهران، تهران
021-12345

درگذشته زندگی با پدربزرگ و مادربزرگ‌ها و قبل‌تر از آن حتی با عموها و عمه‌ها، برای کودکان فرصت‌های تربیت تکمیلی و نابی را ایجاد می‌کرد که نظیر آن را کمتر می‌توان یافت. وجود آغوش پرمهری که چه در مواقع خشم والدین و چه بی‌حوصلگی آن‌ها برای کودکان باز بود و زمان‌های خالی کودکان را با دنیایی از تجربه‌ی آمیخته به عشق و علاقه پر می‌نمود .

این شرکای تربیتی بخش‌هایی از ذهن و احساس و عاطفه‌ی کودکان را با نغمه‌ها و همراهی‌هایی خود در بازی پر می‌کردند که اساساً والدین قادر به تأمین آن نبودند. این وظیفه هم‌اکنون به مهدکودک‌ها و خاله‌های استخدام‌شده در  آنجا سپرده‌شده  است .

البته نه مقایسه جهان پدربزرگ و مادربزرگ‌ها با خاله‌های مهدکودکی  و نه قضاوت در مورد آن ، اکنون سود و ثمری ندارد .اما مسئله‌ای که  همچنان باید به آن توجه داشته باشیم وجود و اثر شرکای تربیتی است که هم‌اکنون با عنوان خواهر و برادر بزرگ‌تر و یا سایر بزرگ‌ترهایی که در زیر یک سقف با کودک ما زندگی می‌کنند و فرزندانِ دوستان و آشنایانمان و البته مربی‌های مهدکودک‌ است . باید بدانیم  فرزندان ما با آن‌ها  تعامل دارند و به‌نوعی در تربیت آن‌ها نقش ایفا می‌کنند.

والدین باید توجه داشته باشند که در انتقال مفاهیم حساسی چون مفهوم خداوند و در ایجاد ارتباط خالص و بی‌شائبه‌ای از عشق به خالق هستی، همسو بودن این شرکای تربیتی از اهمیت زیادی برخوردار است. و هر چه سن کودک بالاتر می‌رود، ضرورت این مسئله جدی‌تر و تعیین‌کننده‌تر می‌شود.

لذا لازم است در این زمینه حساسیت لازم را داشته باشیم و اعضای خانواده خود را در این موضوع ارزیابی و توجیه نماییم و در مهدکودک‌ یا مکان‌های آموزشی و تربیتی دیگری که فرزند خود را می‌فرستیم به‌روشنی مواضعمان را  مطرح و یادآوری نماییم.

از والدین و مربیان عزیز خواهشمندیم در این زمینه نیز تجربیات و دریافت های خود را با ما در میان بگذارند.